فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

بیشترین سهم را در معرفی شخصیت واقعی ذوالقرنین ابوالکلام آزاد (وزیر سابق فرهنگ هند )دارا می باشد که پس از تحقیقات دامنه داری به این نتیجه رسیده است که در بین افراد و اشخاص دیگری که به عنوان ذوالقرنین معرفی شده کوروش به واقعیت نزدیکتر است و حتی آیات قرآنی نیز موید همین مطلب است .

 http://s3.picofile.com/file/7405065371/15.gif


ذوالقرنین کیست؟

بیشترین سهم را در معرفی شخصیت واقعی ذوالقرنین ابوالکلام آزاد (وزیر سابق فرهنگ هند )دارا می باشد که پس از تحقیقات دامنه داری به این نتیجه رسیده است که در بین افراد و اشخاص دیگری که به عنوان ذوالقرنین معرفی شده کوروش به واقعیت نزدیکتر است و حتی آیات قرآنی نیز موید همین مطلب است .

 

اما به چه دلایلی اسکندر نمی تواند ذوالقرنین باشد ؟

1-اسکندر شخصی ستاره پرست بوده وحتی می گویند برای سیاره مشتری قربانی کرده است در حالی که ذوالقرنین موحد وخدا پرست بوده است .

2-اسکندر هیچ گاه به مناطق غربی حمله نکرده است .

3- اسکند رشخص ظالم و خونریزی بوده که با روحیات ذوالقرنین هم خوانی ندارد .

4- در هیچ منبع تاریخی ذکر نشده که اسکندر سدی در مقابل اقوام مهاجم ساخته باشد .

5-حتی مورخین یونانی نیز از او شخصیتی که دارای اخلاق نیکو و پسندیده باشد متصور نیستند .

6-اسکندر بسیار به مال ومنال حریص بوده که این هم با شخصیت ذوالقرنین مغایرت دارد .

7-لقب ذوالقرنین نزدیکی و مناسبتی با اسکندر ندارد .

 

ویژگی های ذوالقرنین در قرآن

 

خصوصیاتی که قرآن برای ذوالقرنین ذکر می کند از این قرار است :

1-یهود یا قریش به تحریک یهود در باره ی ذوالقرنین سوال کرده اند که او چه کسی است .این عنوان ولقب توسط قرآن وضع نشده است بلکه از طرف سوال کنندگان مطرح شده است وبه این دلیل قرآن میگوید :"ویسئلونک عن ذی القرنین "یعنی درباره ی ذوالقرنین از تو می پرسند .

2-خداوند مقام پادشاهی و وسایل پیروزی را به او داده است .

3- ذوالقرنین سه جنگ وسه لشکر کشی مهم داشته است که عبارتند از :الف:لشکر کشی به غرب که ذوالقرنین در غرب به جایی رسیده که خورشید در چشمه ی گل آلود غروب می کند.

ب:حمله شرقی تا جایی رسیده که هیچگونه عمران وآبادی در آنجا نبوده و تنها محل زندگی بیابانگردان بوده است .

ج:در این حمله ذوالقرنین به جایی رسیده که قومی وحشی و بی تمدن در پشت منطقه ی کوهستانی که محل زندگی آنان بوده است وقو می خون ریز و ستمکار زندگی می کرده اند که اصطلاحا به نام "یاجوج وماجوج"

معروف بودند .

4-آن پادشاه در منطقه یادشده اقدام به برپا ساختن سدی می کند تا از حمله و هجوم قوم یاجوج وماجوج جلوگیری کند .

5-نکته جالب توجه این است که سد یاد شده از مصالح بسیار محکم و استوار و از فلزاتی مثل آهن و مس گداخته و مصالح ساده مانند سنگ وملات نیز استفاده شده است .

6- ذوالقرنین یا پادشاه به خدا و جهان آخرت اعتقاد داشته و یگانه پرست بوده است .

7-ذوالقرنین عادل و دادگر بوده و بر زیر دستان و مغلوبین و شکست خوردگان رئوف و مهربان بوده و از نیروی زور و خشونت استفاده نکرده است .

8-او به دنبال مال و منال نبوده بطوری که برای ساختن سد یاد شده از کمک های مالی مردم امتناع ورزید وتنها از نیروی بدنی آنان و آن هم با میل و رغبت خودشان استفاده کرده است .

 

ذوالقرنین یعنی چه ؟

ذوالقرنین همانگونه که از نامش پیدا است به معنای دو شاخ است ،اما عده ای آن را اینگونه معنا نموده اند که اصطلاح رایج "قرن"امروزی را به ذهن متبادر می سازد ،البته قرن در آن زمان به دوره های 30ساله و یا کمتر و بیشتر از آن اطلاق می شده است ،بدین منظور می توان گفت ذوالقرنین کسی است که در قرن 30ساله ویا کمتر وبیشتر زندگی کرده باشد از این گذشته تا به حال شخصی پیدا نشده که شاخ داشته باشد .

عده ای پادشاه یمن را مستحق این عنوان می دانند ،در حالیکه اگر در عرب چنین شخصی با این ویژگی ها بود قطعا نام ونشانی از خود بر جای می گذاشت ،علاوه بر این سدی که بیانگر ذوالقرنین باشد وبا سدی که در یمن به نام سد مارب شناخته می شود هیچگونه تناسبی دیده نمی شود وارتباطی با یکدیگر ندارد چرا که در قر آن نام آن سد یعنی "مارب "دقیقا با مشخصات ذکر شده است و دلیلی وجود ندارد که این سد را با آن سد باستانی یکی بدانیم ونیازی به داستدلال ندارد ،هچنین سد "مارب "برای جلوگیری از هجوم اقوام مهاجم نبوده است که بتوانیم آن را به ذوالقرنین نسبت دهیم .البته اعراب ویا یهود با طرح این سوال قصد اذیت و آزار پیامبر را داشته اند و هدفشان این بوده که پیامبر را از پاسخگویی به سوال خود ناتوان وعاجز ببینند .

 

خواب دانیال و رویایی که به حقیقت پیوست

 

دانیال یکی از پیامبرا بنی اسراییل است که آرامگاه او در شهر شوش از شهرهای ایلام قدیم و خوزستان فعلی می باشد . شبی در خواب می بیند که قوچی با دو شاخ بزرگ به سه جهت یعنی شمال ،؛غرب و جنوب حمله میکند و هیچ حیوانی تاب مقاومت در برابر او را نداشت این قوچ که در کنار رودخانه بود از طرف غرب یک بز نر که دارای یک شاخ بود به آن حمله می کند وهر دو شاخ آن قوچ را می شکند واو را شکست می دهد و کسی یارای مقاومت در برابر او را ندارد.

این خواب دانیال پس از مدتی به حقیقت پیوست و کوروش با اتحاد دو قوم ماد وپارس پادشاه ایران شد که در معنی آن خواب که قوچ دو شاخ عنوان شده بود به پارس و ماد تعبیر گردید .وآن بز نر که دارای یک شاخ بود به اسکندر تعبیر گردید که با حمله از طرف غرب به ایران هجوم آورد و پادشاهی هخامنشی را سرنگون کرد .

کوروش با تصرف بابل یهودیانی که در اسارت پادشاه بابل بودند آزاد کرد تا به وطن خود باز گردند و به اسارت آنان پایان داد .

در کتاب اشعیاءوسفر دانیال و یرمیاه نیز از کوروش نام برده شده و او را مسیح و منجی خود می دانند تا آنجا که صریحا بیان شده :"رها ننده ی تو خداوند ...به اورشلیم می فرماید که معمور وبه شهر های یهوداء که بنا کرده خواهید و خرابی هایش را قائم خواهم کرد ."

پس نتیجه می گیریم که در مکتب یهود منظور از ذوالقرنین همان کوروش است .

نقش بالدار کوروش

در مطالب قبلی عنوان شد که هیچ شخص شاخداری پیدا نشده که معنای ذوالقرنین را بتوان بر آن گذاشت .اما پس از حفاری های باستان شناسی مجسمه ای بالدار از کوروش پیدا شده که با تمام خصوصیات ذکر شده با ذوالقرنین مطابقت دارد .این مجسمه سنگی بزرگ که به اندازه ی پیکره ی یک انسان کامل است دارای دو بال که در طرفین او قرار دارد و دو دستی که به نیایش خدا به آسمان بلند شده و دو شاخی که بر روی سر دارد اما با شاخ معمولی متفاوت است یعنی با خواب دانیال مطابقت دارد که یکی از آن دو شاخ کوتاه تر است و در مسیری غیر از رویش معمولی است یعنی به عقب کشیده شده است ورودی در زیر پای او جریان دارد .این نقش بالدار فعلا در موزه ی تخت جمشید در نزدیکی مرودشت قرار دارد .

 

 

 

ذوالقرنین در قرآن وکوروش

 

اگر از آیات تورات ،سفر دانیال ،اشعیاء وارمیاه صرف نظر کنیبم و تنها به دلیل مهربانی و محبت کوروش به قوم یهود ،که آنان وی را به این اسم ستوده اند بگذریم ،آن مجسمه ی یافته شده از کوروش پاسخگوی تمام شبهات و ابهامات در این باره خواهد بود . اما بی مناسبت نیست که آیاتی از کلام وحی الهی را در این باره استناد کنیم تا مسئله روشن تر و واضح تر گردد .

در آیه 84 سوره ی کهف چنین آمده است :"انا مکنا له فی الارض وآتیناه من کل شئ سببا" .

یعنی ما ذوالقرنین را در زمین تسلط و تمکین بخشیدیم و آنچه را که برای تثبیت حکومت و اتمام فتوحات خود لازم داشت در اختیارش نهادیم .

چون کوروش از زندگی پر فراز و نشیبش حوادث مهمی را از سر گذرانده و حتی افسانه ها و اغراق گویی هایی در باره ی او ساخته شده است بطوری که نجات او در کودکی توسط یک چوپان شاید موید این مطلب باشد .

اما در دنباله آیه که اشاره می کند "و آتینا من کل شئ سببا "یعنی تمام وسایل و امکانات پیشرفت و پیروزی را به وبخشدیم که این گفتارنیز با واقعیت مطابقت دلرد .

در آیه ی 90 همان سوره چنین می خوانیم "حتی اذا بلغ مطلع الشمس وجدها تطلع علی قوم لم نجعل لهم من دونها سترا ".

یعنی چون ذوالقرنین به آخرین حد شرق رسید دید که خورشید به قومی طلوع می کند که در برابرتابش ،سایبانی ندارد ومقصود از این بیان این است که آن قوم بیابانگرد بودند و در شهرها ساکن نبوده و خانه ای ثابت نداشته اند .

بعضی این اقوام را "باکتریا "و "گدروزیا "که می توان این دو سرزمین را با بلخ و بلوچستان واقع در پاکستان امروزی یکسان دانست .

در آیه ی 93 همان سوره چنین آمده است :"حتی اذا بلغ بین السدین وجدها من دونهما قوما لا یکادون یفقهون قولا "یعنی ذوالقرنین همچنان به پیشروی خود ادامه داد تا به میان دو سد رسید ،در آن جا قومی را یافت که کوهستانی و وحشی بوده و فاقد عقل و فهم و مدنیت و یا به عبارتی "زبان نفهم بودند ".

این سد همان سدی است که به نام "یاجوج و ماجوج "معروف است که برای جلوگیری از حمله ی آنها ایجاد شده بود و عبارت بین سدین یعنی دو سد . بدین معنی که در منطقه ی قفقاز که منطقه ای کوهستانی است و مابین دریای سیاه از یک طرف و دریای خزر از طرف دیگر و تنها معبر تنگ کوهستانی حد فاصل این دو است که آن هم تو سط کورش باوسایل آهنین سد بسته شد .

در ادامه آیه ی 86 نیز به این عبارت قرآنی بر می خوریم که :"...اما ان تعذب و اما ان تتخذ فیهم حسنا."یعنی این قوم اکنون در ید قدرت تو هستند و میتوانی آنان را شکنجه وعذاب کنی یا اینکه با آنان رفتار نیکو داشته باشی .

منظور از این قوم بدون شک مردم کشور لیدی هستند که در زمان پادشاهی "کروزوس "پیمان شکنی کردند و به ایران حمله نمودند اما از کوروش شکست خوردند ولی در عین حال با عفو و بخشش و رافت ومهربانی کوروش روبرو شدند ،چه اینکه کوروش می توانست آنان را با شدید ترین عذاب ها مجازات کند ولی چنین نکرد .

قرآن در ادامه دراین باره میگوید :"قال اما من ظلم فسوف نعذبه ثم یرد الی ربه فیعذبه عذابا نکرا "آیه ی 87 سوره کهف

اما در آیه ی 88 همان سوره چنین آمده است :"واما من آمن و عمل صالحا فله جزاءالحسنی و سنقول له من امرنا یسرا "

یعنی من ایشان را در برابر سوء اعمال گذشته کیفر نمی دهم بلکه از ایشان در میگذرم . بله هر کس بعد از این ،کار ناپسندی بجای آورد جزای عملش را خواهد دید و سپس به سوی خدا باز خواهد گشت تا خدا اورا به شدید ترین عقاب گرفتار سازد و اما هر کس که نیکوکاری کند و فرمان مرا بپذیرد پس او را جزای نیک خواهم داد.

این همان سلوک و اخلاق پسندیده کوروش است که مورخین یونان در باره ی او نوشته اند ."هرودوت "علیرغم کینه توزی با ایرانیان می نویسد :کوروش فرمان داد (پس از فتح لیدی )تا سپاهیانش جز بر روی جنگجویان شمشیر نکشند و هر سرباز دشمن که نیزه ی خود را خم کند او را نکشند و در باره ی کروزوس که شکست خورده بود فرمان داد تا کسی او را نیازارد هرچند با اسلحه به کسی حمله کند .با این اوصاف جه کسی شایستگی و لیاقت نام زیبای ذوالقرنین راکه در کلام الهی نیز به آن اشاره شده است می تواند داراباشد .قضاوت با شما عزیزان .

منابع :

تفسیر المیزان مربوط به سوره کهف

فرهنگ قصص قرآن از صدر الدین بلاغی

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ذوالقرنین قران کریم کیست


تاريخ : ۱۳٩۳/٦/۱٦ | ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : اکرم رشیدی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.